یکتایکتا، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 29 روز سن داره

یکتاناز

اولین مسافرت به شمال و مریضی دخترم

1392/2/21 10:03
نویسنده : مامان عطیه
379 بازدید
اشتراک گذاری

مدتی بود که تصمیم داشتیم به شمال مسافرت کنیم توی ایام عید برای اینکه ناز دخترم اذیت نشه به خاطر شلوغی راه از رفتن منصرف شدیم تا اینکه به خاطر اینکه قبل از شروع امتحانات دانشگاه بابا حامد و امتحانات دانشگاه تصمیم گرفتیم به همراه مامان جون و بابا لطف اله یه هوایی بخوریم.خجالت شب جمعه خونه بابابزرگ بابایی دعوت شدیم و  دایی عطا شون خواستند بیان خونه مامان جون و من وبابا حامد تصمیم گرفتیم صبح روز جمعه به اتفاق یکتایی به شمال بریم.خیلی خوش گذشت و شما با دیدن دریا ذوق زده شدی و دوست داشتی روی ماسه ها چهار دست وپا بری و کلی آب بازی کردی هوا خیلی گرم بود و شما راحت می تونستی آب بازی کنی هوراسر راه در بابل جشنواره بهارنارنج بود و از شما ٢ تا عکس خوشگل گرفتیمزبان شب که برگشتیم شما تب کردی و من مجبور شدم شنبه سر کار نرم و خونه بمونم تا از شما مراقبت کنم نمی دونم دستت کثیف بود دهنت گذاشتی یا سرما خوردی و تا سه شنبه مامان محبوب مهربون اومد و ازشما نگهداری کرد دکتر گفت که ویروس و شما عفونت داری که تب می کنی خلاصه اولین مسافرت شما مریضی بدی را به همراه داشت .خدا را شکر که بهتر شدی امیدوارم هیچ وقت مریض نشی دختر عزیزممژه

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به یکتاناز می باشد